مروری بر تاریخچه «عود»(بربت)-اکبر یاوریان




 

 درآمد
بربت يا عود از معدود سازهايى است كه اطلاعات قابل توجهى از پيشينه‌ى نام و ساختار نسل‌هاى گوناگونى از آن باقى‌مانده است.
پاره‌اى از سنگ‌نگاره‌ها و مُهرهاى بازمانده از ايام پيش از تاريخ، حدودى از سابقه‌ى بسيار كهن اين ساز را به ما نشان مى‌دهند و همچنين براساس برخى آثار، مى‌توان از استقلال زودهنگام نياى بربت از كمان موسيقى اطمينان حاصل كرد. افزون بر اين با استناد به مُهر به‌دست آمده در چغاميش خوزستان (با سابقه‌اى حدود هفت هزار سال) كه تصوير اولين اركستر جهانى را در برابر ما قرار مى‌دهد، مى‌توان با گمان، ضرورت ايجاد سازى با صداى بم را پذيرفت. وجود نقوش برجسته‌ى سنگى از نوازندگان سازى مشابه با بربت (يا تنبور) مى‌تواند گواه اين گمانه‌زنى فرض شود.
در ادوار تاريخى نيز در اقصا نقاط ايران و جهان (بجز غيبت چند سده‌ى اخير بربت در فرهنگ موسيقى ما) اسناد و تصاوير بسيارى از آن ثبت شده است. برجستگى اين ساز و نوازندگان آن در دوره‌ى ساسانيان و نيز وجود اصطلاح «عود كامل» در فرهنگ موسيقى دوره‌ى اسلامى به‌عنوان قادرترين ساز در بيان نغمات دلپذير و اثرگذار و توضيح و تبيين نظريه‌ى موسيقى، از مهم‌ترين گزارش‌هاى موجود درباره‌ى جايگاه و اهميت اين ساز در دوره‌هاى تاريخى است. با اين حال آشفتگى موجود در اطلاعات مربوط به تاريخچه، خاستگاه اوليه، و تنوع ساختار آن به گونه‌اى فراوان است كه مدارك و دانش ياد شده پاسخگوى همه‌ى ابهامات آن نيست.

مروری بر تاریخچه ساز «نی»-اکبر یاوریان


نی = نای

این ساز، یکی از میراث­ های کهن­ ترین سازهای بادی جهان است که براساس برخی تئوری­ ها، شکل­ های نخستین آن می­ تواند اولین ابداع و اختراع بشر برای ایجاد صدای موسیقایی باشد.

برای اثبات تقدم سازهای بادی بر زهی­ ها (یا برعکس) هنوز هم بطور جدی اختلاف­ نظرهایی وجود دارد. همان­ طور که در نوشتار پیرامون «تار» هم گفته شد، گروهی با استناد به مدارک و شواهدی بازمانده از دوره­ های ماقبل تاریخ، معتقدند اولین ابزار تولید صدا در کسوت اولین ساز ابداعی بشر، شاید نوعی ساز بادی بوده که از شاخ حیوانات ساخته شده است. این سازها، تک صدا و در مقام نفیر یا بوق و با نام­ هایی از همین تبار (ابتدا) برای تأمین حیات و ارتزاق و پیام رسانی استفاده می­ شده­ اند.

بر اساس یک تئوری، گونه­ ی نخستینی از این ساز بادی، وسیله­ ای برای تولید صدای یک نوع پرنده بوده تا به محل شکار خوانده شود و سپس از همان شاخ زوبین مانند برای پرتاب به سوی شکار استفاده می­ شده است!

در کنار این نظریه­ ها، مقیاس «کمان موسیقی» به عنوان نیای سازهای زهی، اساس نظریه­ ی دیگری است که طی آن ابداع این­ گونه سازها را متقدم می­ داند. کاربرد زنبورک مانندی از این کمان که در آن می­ دمیده­ اند و برای شکار از آن استفاده می­ کرده­ اند، می­ تواند پیوند و انگیزه­ ای مشترک میان این دو شکل از ساز برای ما فراهم آورد.

به هر حال آن­چه مسلم است نای (یا حنجره) انسان و تأثیرپذیری آن از اصوات زیبای طبیعی که از صدای پرندگان، آبشارها و وزش باد بر برگ درختان، به وی الهام می­ شده است، می­ تواند اولویتی ویژه برای سازهای بادی در این مقوله ایجاد کند. این اولویت در طول تاریخ دیده شده است، چنانچه هزار و صد سال پیش ابونصر فارابی نیز حلق آدمی را اشرف آلات موسیقی بشمار آورده و متذکر شده است: بعد از آن (حلق) ذوات النفخ، خصوصاً نای.

بر این اساس انتظار می­ رود در میان آثار بازمانده از اعماق روزگاران ماقبل تاریخ، نشانه­ هایی از پرداخت بشر به چنین سازی مشاهده شود.

آنچه تاکنون بدست آمده، نشان می­ دهد: قدیمی­ ترین ساز بادی که می­ تواند نیای کهن فلوت و نی امروزی باشد در دهکده­ ای در آلمان کشف شده است. در گزارشی که اخیراً رسانه­ ها به آن پرداختند آمده است: باستان­ شناسان در دهکده Ach در جنوب آلمان فلوتی به قدمت 35هزار سال کشف کرده­ اند که عنوان قدیمی­ ترین ابزار موسیقی جهان را گرفته است. این فلوت که متعلق به دوران پارینه سنگی است، طولی برابر با 22 سانتی­متر و قطری 2/5 سانتی­متری دارد و از استخوان­ های یک کرکس ساخته شده است. بر روی این ساز چند سوراخ وجود دارد و چنان می­ نمایاند که به مانند سازهای کنونی به منظور انگشت­ گذاری و تغییر صدا و فرکانس تعبیه شده­ اند.

 اما به­ نظر می­ رسد قدیمی­ ترین تصویری که از یک ساز بادی و نوازنده آن در ایران موجود است، مربوط به تصویر مُهری است که در کاوش تپه چغامیش خوزستان توسط پرفسور دلوگاز و پرفسور هِلِن.جی.کانتور بدست آمد...

مروری بر تاریخچه «تنبک»-اکبر یاوریان



درآمد
اغلب موسیقی شناسان و پژوهشگران اذعان دارند که تنبک، با همه ی سادگی در ساختار، کامل ترین و در عین حال پیچیده ترین ساز کوبه ای جهان در بیان ریتم و زمان است.
افزون بر این در طول سده ی گذشته، بارها از موسیقی دانان برجسته داخلی و خارجی شنیده شده است؛ لهجه و قدرت گفتار موسیقایی تنبک به گونه ای است که باید آن را در زمره ی سازهای نغمه پرداز (=ملودیک) به شمار آورد. به طور مشخص در دهه های اولیه ی همین قرن، در طی سفر یکی از آهنگسازان بزرگ روس به ایران و مشاهده ی هنرنمایی استاد حسین تهرانی در همراهی با ارکسترهایی از وزیری و صبا، وی با قاطعیت بر این ویژگی تأکید کرده بود. در چند دهه ی اخیر نیز شاهد رشد بسیار فزاینده ی تکنیک در نوازندگی این ساز و نقش جدی تر آن در قالب ارکستر و اجرا بوده ایم که در مقایسه با آن چه از ضبط های باقی مانده از تنبک نوازی عصر قاجار در اختیار داریم، فاصله ای نجومی احساس می شود.
به راستی دلیل این همه اختلاف چیست؟ آیا می توان پذیرفت که تا پیش از سیر تکاملی یاد شده، ریتم و کوبه نوازی و نهایتاً تنبک نوازی در ایران از سطح مطلوبی برخوردار نبوده است؟!
با کمترین آگاهی از پیشینه ی فرهنگ موسیقی ایران، جواب این سئوال منفی خواهد بود. اما فراتر از آن هنگامی که بازسازی؛ ساختار آهنگسازی نظام مُدال و دوره های ایقاعی پیش از صفویه (در عصر عبدالقادر مراغی و پیش تر از آن را) در آلبوم های «سرخانه» و «شوق نامه» مرور می کنیم، در کمال حیرت و اندوه این بار از خود می پرسیم؛ دلیل این همه دوری از اصل پیشرو و آن همه دستاوردهای کم نظیر که در هر برهه به اوج کمال خو می رسیده، چه بوده است؟

مروری بر تاریخچه ی ساز «تار»-اکبر یاوریان

به هر اندازه که ساز «تار»، در ساختار موسیقی ایران و چند کشور تأثیر پذیرفته همسایه، خوش نقش، جا افتاده و به عنوان پایه اصلی ارکستر به شمار می­ آید، متأسفانه به همان اندازه به علت قالب شفاهی تاریخ­ پردازی پیشینیان، این ساز هم دارای تاریخچه­ ای آشفته و مخدوش است. این در حالی است که بنابر نگرش­ هایی، بنیاد «ردیف» در موسیقی ایران مرهون وجود سازی پرده­ دار و عشوه­ گر مانند تار دانسته شده و برخی حتی موجودیت این پدیده را تنها متعلق به تار می­ دانند.

براساس ادله­ های نسبتاً محکمی که در ادامه­ ی این نوشتار، تحت عنوان مباحث ریشه­ شناختی واژه­ ی «تار» و بطور کل تاریخ­ شناسی موسیقی و نقش و اهمیت آن در آیین­ های کهن بشری ارائه می­ گردد، در اصالت ایرانی و آریایی این ساز جای کم­ترین تردیدی باقی نمی­ ماند. اما آنجا که می­ بایست گزارش­ های پیاپی و اسناد و ادله­ های باستان­ شناسی به مدد آمده و لب به سخن تأیید این حقیقت بگشایند، ابهاماتی ناگوار بر فضای بحث حکم­فرما می­ شود.

در آثار منظوم برخی شاعران و همچنین در متون بازمانده­ ی گروهی از تاریخ­ نویسان هزاره اخیر (و حتی پیشتر) واژه­ ی تار به عنوان نام یک ساز، به گونه­ ای آورده شده که گویی ساختار و قدرت بیان آن در راستای خاستگاه فرهنگ کهن موسیقی این سرزمین ایجاد شده است. اما با این وجود بطور مشخص از شکل دقیق یا مستقل آن چندان سخنی به میان نیامده و همین امر بستری فراهم آورده است تا گروه­ های مغرض و به­ ویژه پیروان و مبلغان هلنیسم، تردید در اصالت ایرانی «تار» را تقویت کرده و در این میان دولت آذربایجان فرصت را غنیمت برشمرده و انگیزه ثبت این ساز را با نام کشور خود در سر بپروراند.

اینک در این آشفته­ بازار، هیچ راهی جز غور در یکایک موارد بحث باقی نمی­ ماند که متأسفانه در چنین مقالی فرصت پرداخت به آن نیست. با این حال در حد امکان ابتدا به شرح مختصری از نقش عنصر «تار» یا «زه» در موسیقی ایران و سایر ملل و سپس به تاریخ­ شناسی ساز «تار» خواهیم پرداخت...

مروری بر تاریخچه «کمانچه»-اکبر یاوریان

درآمد
با همه ی اصالتی که در لهجه و ساختار ایرانی کمانچه احساس می شود و با این که تا بحال با قاطعیت در ریشه ی ایرانی این ساز تردید نشان داده نشده است، اما صد افسوس که آشفتگی و تاریکی های تاریخ و تاریخ نگاری، و نیز محدودیت های سیاسی و حکومتی سلسله ها برای موسیقی این سرزمین، دامن کمانچه را نیز گرفته و زندگی نامه ی نامنظم و مبهمی برای آن به وجود آورده است.
از تاریخچه ی این ساز در ایران پیش از اسلام، گزارش مشخصی در دست نیست. بعد از اسلام نیز نام و تاریخ آن با رباب و غیچک و... خلط شده است و از آن زمان تا آغاز دوره ی صفویه نیز بجز مواردی معدود، نامی از آن نیامده و از عصر صفویه هم غیر از ذکر نام چند کمانچه نواز، دانشی از آن به ما نرسیده است.
گزارش های مربوط به تراکم گروه کثیری کمانچه نواز در دوره ی قاجار هم نشانه ی خوبی از رونق کمانچه در این برهه نیست، چراکه همین خود گواهی بر شدت منعیات و مجازات های بی رحمانه در حق نوازندگان در ادوار گذشته بوده و از متواری شدن نسل های پیشین به سمت هرات و قسطنطنیه و... حکایت دارد. و این گونه است که برای این دوره نیز تاریخچه و پیشینه ی چندان روشنی مشاهده نمی شود. این گروه از هنرمندان در صورت دریافت اولین اخبار از رفع تهدیدات سلسله های قبلی و تشویق و ترغیب حاکمان جدید، به سمت پایتخت آنان گسیل می شده، اما اطلاعات مشخصی از پیشینه ی خود را همراه نداشته اند و در واقع گویی تاریخ شاهد ظهور ناگهانی آنان می شده است. این اتفاق در مورد اغلب نوازندگان و هنرمندان موسیقی صادق است. بر این اساس باید بپذیریم که چنین پژوهشی در مراحل اولیه ی خود، نتیجه چندان روشنی دربر نخواهد داشت. پس پژوهشگر به ناگزیر می بایست راه های دیگری را در پیش بگیرد.

نام واژه های اصفهان

اهمیت نقش و جایگاه اصفهان در جغرافیای ایران و جهان، از دیرباز مورد شناخت همگان بوده است، اما به ندرت شاهد پژوهش و گزارشی به شایستگی این اهمیت بوده ایم. کُلی نویسی مُتکی بر قصه پردازی کُتُب تاریخی هزاره ی اخیر در کنار کمبود یا نبود منابع پیش از اسلام و پژوهش های بسیار مختصر تاریخ پژوهان، جغرافی نویسان و سیاحان اروپایی، همه و همه دست به دست هم داده اند تا بر تاریکی های تاریخ کهن این سرزمین افزوده شود. از طرف دیگر برخی به خطا تاریخ شکوه اصفهان را محدود به دوره ی اسلامی و به ویژه عصرهای سلجوقی و صفویه برشمرده اند. در حالی که لا به لای همین معدود اوراق هرچند فرسوده، گاه نشانه های کوچک و بزرگی دیده می شود که ما را تا اعماق تاریخ این دیار می کشاند.
از آن جمله؛ نام واژه های اصفهان است که در طول تاریخ چندین هزار ساله ی این دیار پیوسته مطرح بوده اند اما هیچ گاه به منظور پژوهش و مقایسه در یک جا گرد نیامده اند.
کتاب حاضر اولین تجربه ی جدی در گردآوری و پژوهشِ حدود دویست نام واژه و لقب برای اصفهان است که به همراه مقدمه ی مناسب آن می تواند راهنمای مفید و قابل اعتمادی برای پژوهش های بعدی به شمار بیاید.

مروری بر تاریخچه «سنتور»-اکبر یاوریان

درآمد
سنتور به عنوان یکی از معدود سازهای مهم و اساسی موسیقی ایران، برای جهانیان شناخته شده است و اغلب موسیقی دانان و سازشناسان بر ریشه ی شرقی و شاید ایرانی آن وقوف دارند. اما برخی گاه با استناد به نقشی در حجاری های آشور، مقبولیت در میان یهود باستان، و تعدد حضورش در نواحی مختلف جهان، تاریخ پردازی متفاوت و بعضاً دور از واقعیتی برای آن رقم زده اند.
اگرچه این دیباچه نیز تنها با هدف اثبات تاریخچه ی ایرانی سنتور، بر پایه ی عرق و احساس مطلق ملی فراهم نیامده، اما به مانند سایر نگاشته های نگارنده، ضمن ارائه ی دانشی تازه درباره ی موضوع موردنظر و ایجاد بستر مناسب مقایسه، بر آن است تا باب سخن دیگری در بحث تاریخ شناسی موسیقی ایران بگشاید.
توجه دادن به؛ موسیقی پیش از تاریخ ایران، فرهنگ غنی و دایره ی وسیعِ اثرگذار واژگان، خطای ثبت شفاهی و به تاریکی فرو بردن آگاهانه و تعمدی تاریخ و فرهنگ گذشته ی این سرزمین، از جمله مواردی است که در این نوشتار نیز برشمرده شده اند. امید که مقبول نظر علاقه مندان واقع شود.
                                                                                                                           
واژه سنتور
منابع لغت و فرهنگ نامه ها اشکال مختلفی از واژه ی سنتور را ثبت کرده اند که اغلب تعریب یک واژه ی غیرعرب را گواهی می دهند: سنتور، صنتور، سُنطور، سنطیر، صانطور، سینطر، زنتو، زنتور، صنطور، سندوری، سینسیلا و... از جمله شکل های نوشتاری این واژه در منابع است.
در لغت نامه های معاصر برای سنتور و اشکال یاد شده معنای زیر آمده است: یکی از قدیمی ترین و کامل ترین سازهای ایرانی که به شکل ذوزنقه ساخته، و سیم های بسیاری بر روی آن کشیده شده است. در دهخدا معنای دیگری برای آن ذکر شده است...

خسروانی ها (پژوهشی در اسامی الحان دوره ی ساسانیان)

کتاب خسروانی ها (پژوهشی در اسامی الحان دوره ی ساسانیان) اکبر یاوریان"برنده جایزه اول کتاب سال اصفهان"
عنوان «اسامی الحان دوره ی ساسانیان» به معنی نسبت مطلق این نغمات و نامها به دوره ی یاد شده نیست، بلکه بنابر مدارک و شواهد بازمانده، برخی از آنها به همراه آیین ها و اسطوره های خود، تا بُن تاریخ باستانی ایران ریشه های عمیق دارند. اغراق آمیز نخواهد بود اگر حضور نام جمشید، فریدون و سیاوش و... (به عنوان نخستین انسانها و نخستین شهریارانِ فرهنگ اساطیری ایران) در فرهنگ موسیقی عصر ساسانیان، گواه روشنی بر این ادعا برشمرده شوند.

مروری بر تاریخچه ی «آواز»-اکبر یاوریان



درآمد

پژوهش درباره­ ی تاریخچه­ ی آواز، به اندازه­ ی تاریخ پژوهی موسیقی مهم و تأمل برانگیز است. زیرا همان­گونه که آگاهیم، آواز و آوازخوانی اولین اقدام خواسته یا ناخواسته­ ی موسیقایی بشر محسوب می­ شود. از آن جهت ناخواسته که بنابر آراء مستدلل ارائه شده در متن، بشر پیش از آن­که گامی تعمدی برای ایجاد آوایی موسیقایی برداشته باشد، در تلاشی جانانه برای دست­یابی به ابزاری که بتواند با آن، پیام­ های حیاتی خود را منتقل کند، شاید ناگزیر ناله­ هایی هرچند ابتدایی، با حنجره­ ی تازه کارآمد خود ایجاد می­ کرده است.

از سوی دیگر رابطه­ ی تنگاتنگ آواز و زبان که اخیراً باب مباحث آن بیشتر گشوده می­ شود، تعمق بسیاری برای تاریخ­ شناسی این پدیده به بار آورده است. اگرچه دستاوردهای جدید علم زبان­شناسی که به­ ویژه طی دویست سال اخیر چشم­گیر و پُربار بوده و روشنایی­ هایی در مسیر موسیقی پژوهی فراهم آورده، اما با تعمیم بحث به جهات گوناگون، احساس مسئولیت و دقت پژوهنده را صد چندان می­ کند.

افزون بر این، پدیده آواز سوای نسبت یاد شده، به­ عنوان دست­یافتنی­ ترین عنصر موسیقایی در هر نقطه، تحت کم­ترین شرایط ممکن و بدون نیاز به هیچ ابزاری، هرچند ساده و ابتدایی قابل تولید و استفاده است. اما با همه­ ی سادگی در تعریف، دارای دامنه­ ی وسیعی از رابطه با دیگر پدیده­ هاست؛ فیزیک صوت، آواشناسی، زبان و ادبیات، آناتومی صوت، قوم­ شناسی، آیین­ شناسی، مذهب، تاریخ، جغرافیا و... از جمله عناصری اساسی هستند که رابطه­ ی مستقیمی با موجودیت و چگونگی آواز دارند...

نخستین روزهای تولد زبان و آواز

اگر در پژوهش پیرامون ریشه و تاریخ اولیه­ ی آواز، تنها ملاک، صوت و آوایی باشد که می­ شناسیم، پس می­ توان گفت: نطفه­ ی آواز و زبان (به مانند دو همزاد) در حدود هفتصد هزار سال تا یک میلیون (و شاید یک و نیم میلیون) سال پیش با هم بسته شده است و منشأ این دو، صدای پرندگان و حیوانات، صدای آبشارها و صدای باد و وزش آن بر برگ درختان و... بوده است. اما شاید بشر در روزگارانی بسی پیشتر، با همه­ ی ضعف جسم و قوا در برابر طبیعت و محدودیت­ های زیست­گاهی خود، چه بسا توانسته است در دل خویش ناله­ هایی از سر تنهایی و غریبی برآورده و آواهای ناشناخته­ ای سر داده باشد. و شاید پیش­تر از تولد هر واژه­ ای، تک ناله­ هایی در مقام درد، ترس یا هشدار با حنجره­ ی هرچند ابتدایی خود تجربه می­ کرده است. به هر حال توان ایجاد آوا و صوت با استفاده از بینی و حنجره و مجرای تنفسی زمانی برای وی ممکن گردیده است که به توان تغییر در قامت خود فائق آمده باشد. به عبارتی از آن قامت خمیده حیوانی به یک موجود راست قامت تبدیل شده باشد.

در پژوهشی علمی و آزمایشگاهی به نام «مطالعه فسیلی در باب پیدایش سخن»، از دیوید فرایر و کریس نیکلای (1388: 298) این­گونه نتیجه­ گیری شده است که: «از نمونه­ های دیرین شناسی... برمی­ آید از 5/1 میلیون سال پیش ساختار بینی در آناتومی بشر جای گرفت، به این ترتیب نتیجه این است که از همان دوره­ ها حروف مصوت در برابر حروف مصمّت قرار گرفت و هر دو با هم در توسعه زبان و تکلم و آواز شرکت کردند، پدران باستانی ما شیوه تنفس و کنترل هوا را در مجرای بینی و شش آموختند و به این ترتیب آواز هم پابه­ پای زبان حرکت کرد و به تکامل رسید». باری همه­ ی این تحولات در جهت پیشرفت به سوی رشد انسانی و امکان پرداخت به احساساتی بوده که گاه فرصت اعلام موجودیت می­ کرده است. اما این مهم، مانع بزرگی پیش­رو داشته که به راحتی اجازه حرکت به او نمی­ داده است: پنجه مرگ­آور طبیعت و ترس انسان از مرگ.
...

تاج نامه

کتاب تاج نامه نوشته اکبر یاوریانقسمتی از مقدمه این کتاب را با هم می خوانیم: انتخاب نام «تاج نامه» برای این دفتر کاری دشوار و دور از ذهن نبود ، اما مشکل اینجاست که این جزوه کوچک هرگز برازنده ی قامت بالای «تاج»  در عرصه ی هنر ایران نیست.
برای این بزرگمرد آواز ایران و در واقع یگانه ناقل شایسته ی مکتب آوازی اصفهان باید دایره المعارفی با عنوان تاج نامه نگاشت.
یادنامه ای که شاعر و ادیب نامور؛ شادروان منوچهر قدسی در یکمین سال درگذشت استاد تاج نگاشته و جمع آوری نموده و در سال 1361 به طبع رسانده است.

ورود یا عضویت

برای دانلود فیلم های آموزشی و عضو شدن در انجمن موسیقی سایت نیاز است تا فرم عضویت را تکمیل کنید :

مشاوره(ارسال پرسش)

سعی ما بر آن است که برای سوال های متنوع و مختلف شما در زمینه ی موسیقی، اعم از تاریخ موسیقی، تئوری موسیقی، ردیف و ردیف شناسی، انتخاب ساز، نحوه ی شروع آموزش و... پاسخ رضایت بخشی ارائه کرده و در این راه به شما عزیزان کمک نماییم. برای این مقصود علاوه بر تماس و رابطه ی مستقیم با استاد یاوریان، از دیگر موسیقی دانان و پژوهندگان برگزیده ی کشورمان نیز بهره خواهیم برد و در صورت لزوم از منابع مکتوب استفاده کرده و یا منبع مورد نظر را به شما معرفی خواهیم کرد. همکاری و همیاری با علاقه مندان مهم ترین موردی است که از طرف استاد یاوریان به ما توصیه شده است. ما هم در این راستا از شما سروران گرامی درخواست راهنمایی و همکاری داریم. برای این منظور فرم زیر ارائه شده تا شما همراهان مهربان سئوال ها و یا پیشنهادهای خود را با ما در میان بگذارید:

فرم مشاوره (ارسال پرسش)

عضویت در خبرنامه

این سایت با مطالب ویژه و پیوست های قابل دانلود بروز می شود. با عضویت در خبرنامه، سعی بر این است که شما را از هر بروز رسانی آگاه کنیم :